از روز 9 دیماه که خبر مرگ ببر سیبری در باغ وحش ارم مثل بمب در رسانههای داخلی و خارجی ترکید تا همین امروز (و احتمالا روزهای آینده) خبرهای زیادی در این باره منتشر شد.
«ببر سیبری مرد» ، «شکست پروژه احیای ببر»، «ببر مرده ایدز داشته»، «مشمه عامل مرگ ببر بود»، «ببر گوشت خر خورد و مرد»، «ببرها شناسنامه بهداشتی نداشتند» «تناقض گویی در گفتهای مسئولان محیط زیست و باغ وحش» و ....
حالا بماند که بعضی ها پیازداغش را زیاد کردند و از الفاظی مثل «فاجعه زیست محیطی» هم استفاده کردند!!!!
از آن روز که خبر مرگ ببر نر منتشر شد تا امروز توفیقی شد تا برخی از دوستان رادیو و تلویزیون و سایر مطبوعات را دوباره پیدا کنیم! آنهایی که میخواستند اطلاعات بیشتری داشته باشند و یا بعضاً مصاحبه کنند.
به عنوان یک فعال و خبرنگار محیط زیست از اینکه خبر مرگ ببر سیبری، به عنوان خبر مهم خیلی از رسانهها خصوصاً رادیو و تلویزیون مطرح شد، خوشحالم، اما وقتی با دقت به اخبار منتشر شده درباره این ببر نگاه کنیم به موضوعی غمانگیز پی میبریم.
موضوع غمانگیزی که از آن صحبت میکنم، قرار گرفتن «حاشیهها» در کانون توجه است در حالی که به موضوع اصلی توجه زیادی نشد.

ادامه مطلب |